تبليغاتX
رضا هدایت
نقاشی ها و داستان ها و یادداشت ها
Balatarin
منوچهر احترامی را یک بار بیشتر ندیدم اما مهرش را به دل داشتم و طبع روان و ذهن ظریفش مرا به شوق می آورد و ذوقش دلم را شاد می کرد قریحه ای داشت یرای طنز و شعر که انکارش کشتن آفتاب  است دیشب یوسف علیخانی خبر داد که منوچهر احترامی از میان ما رفت دلم گرفت و غمگین شدم .

روحش شاد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت 12:29  توسط رضا هدایت  | 

Balatarin
بازی وبلاگستان در باب بهجت السرور واتشار المسرور فی آداب التهذیب والهدایه فی التقریب الرقابه و الخدمته من النهایه الی الاخرا حتی خر توخر المجانییییییییی ... ناگهان گوشی مجنون زنگ زد مجنون نا خود آگاه گوشی را برداشت .

الو: سلام

 دیر کردی شازده

میام میام  الان میام

ببین شازده داره دیر میشه اینو میدونستی؟

میدونسنتی که امروز نوبت کنفراسته؟

مبحثشم که یادته؟

هرمنوتیک و ارتباط

یادته؟

بله بله حتمن خدمت می رسم و بحث رو ادامه می دم فقط کمی ممکنه دیر برسم چون ترافیکه

صدای خنده

تو که کلاس توی خونه خودته استاد کجا ترافیکه؟

بله بله متوجهم ولی من دچار آنفولانزای مرغی شدم و الان در بیمارستانم

استاد یعنی الان اخلاقت گه مرغیه؟

یعنی می خوای بگی دوسم نداری؟

ببخشید استاد خلط مبحث شد.

البته من می دونم که شما منو دوس دارین ولی به یکی دیگه هم علاقه دارین و قبلا هم عاشق یکی بودین واسمشم میدونم اولشم نمیگم چیه .؟

ولی اینو یادم می مونه که تو با تمام خوبیات و مهربونیات یه عیب بزرگ داری اونم اینه که رو راستی .

می خندی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خب اره این یه ععیب بزرگه تو جهان معاصر 

مجنون فقط می گفت بله بله  بفرما یید

مجنون به لیلی می گفت شرمنده  کار اداریه

 مجنون هم نگاههای عابران را بر انداز می کرد و با لبخند جواب می داد خواهش می کنم ولی در عمق ذهنش اون ای دی را مرور می کرد .

مجنون خداحافظی کرد و گفت ماشینش پچنر شده و گرفتار است و کنفرانسش می ماند برای جلسه بعد و یاد آوری می کند که حتمن می خواهد موضوع مهمی را به چالش بکشد

فمنیسم در انگاره ذهنی فرا فتوژورنال در غرب و آموزه های اسلامی بعد از انقلاب.

خوب  پس به استاد همینو بگم ؟

مجنون می گوید بله بله بفرمایید همین و معذرت و بحث هفته بعد در باره ماترک.

لیلی می پرسد کی بود؟

به من بگو.

من تحملش را دارم اگر تو تحمل گفتنش را داری بگو بگو بگو جون بکن

مجنون آرام آرام وذلیلانه می گوید :

دل بردی از مننننننن به یغغغما ای ترک غارتتگر مننننننننننننن

پرده می افتد

همه بینندگان و خوانندگان دعوت هستند به ادامه این حکایت


+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم بهمن 1387ساعت 21:37  توسط رضا هدایت  | 

Balatarin

                                    هنر همسایه ی دیوار به دیوار طبیعت است

آنچه را که در این مقطع نیاز داریم نه تماشای طبیعت آنچه را که هست که در گذار و سفری مشاهده می کنیم ونه آنچه را که من اسم آنرا هوس های خام و نا آگاهانه بدون در نظر گرفتن خرد تجسمی و احتمالا تحت عنوان ساختار شکنی و کلمه ورد زبان        Artistique نام برده و بدان دل خوشند ، که متاسفانه و به وفور به دیوار گالریها آویخته شده و مخاطب را مجبور بهتفکر می سازد حال آنکه با تفکر به سراغ کار هنری رفتن پای زیبایی خواهد لنگید . چون شکل هنر از جنس تخیل است نه تعقل که وابسته به فلسفه می باشد.

وفاداری پازوکی به طبیعت که در تمام شریانهای او وجود دارد و با شیره وجودی او میرقصد نوعی تواضع و پایبندی به قانون طبیعت را گواهی میدهد و انسان از دیدن اثر او لازم نمی بیند قفلهای دروازه های زیبایی را یکی پس از دیگری بشکند تا ببیند آیا پشت این درها زیبایی وجود دارد یا خیر.

انسان با دیدن کارهای او تکلیفش مشخص است و میتواند به طرف همان قبله ای بایستد که پازوکی ایستاده است .رابطه رنگهای پر طراوت این مرد پر کار و شیفته نقاشی ، انسان را از روزمرگی و دغدغه های زندگی ماشینی که خیلی از آنها برای انسانی فرهیخته بی جا و حتی مخرب می نماید نجات بخش است . وما در گلزار بی زمانی که اغلب بهشت موعود می نامیم می نشاند .

ما از نقاشی چه انتظاری داریم؟ نقاشی سهل و ممتنع است ولی جوهره ی آن فلسفه ساز و خرد کننده می باشد . باید صادقانه و حتی ساده لوحانه در برابرش ایستاد و نقاشی کرد تا آن هم صادقانه به شما جواب بدهد . به پاسخ درست آن  مطمئن باشید خیلی از بینندگان هم جواب خواهند گرفت .

چیزی که از دل برآید بر دل نشیند .کافیست در نقاشی برای لحظه ای ذهنمان از دنیای پر تلاطم و نگران کننده نجات یابد و به دنیای دیگر قدم گذارد که در عین حال غریبه ای آشناست ، کاری که این هنرمند حساس و عاطفی به خوبی از عهده آن بر آمده است .

هنر عریان است . عریان تر از آنکه ما می پنداریم .

اگر با آن صادق نباشی  به چشمانت تف می اندازد و سر انجام تو را رسوا می کند.

                                                                                                حسین علی زابحی

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم بهمن 1387ساعت 0:38  توسط رضا هدایت  | 

Balatarin
رامتین لوافی برنده ببر طلایی رتردام هلند شد.

داستان این فیلم در باره کودکیست که پدرش به دریا میرود و نا یک هفته از او خبری نیست.

رامتین لوافی تاکنون چندین فیلم کوتاه و بلند 35 میلیمتری را کارگردانی کرده است که هرکدام جوایز ی را دریافت کرده اند از جمله":هدرسه" " پشت آن تپه برفی" و " آرام باش و تا هفت بشمار" با عکاسی  علی باقری برنده سیمرغ بلورین بهترین عکاسی فیلم بیست و هفتمین جشنواره بین المللی فجر.

پوستر فیلم آرام باش و تا هفت بشمار


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387ساعت 22:20  توسط رضا هدایت  | 

Balatarin

بیست و هفتمین جشنواره بین المللی فیلم فجر دیروز در سالن همایشهای برج میلاد افتتاح شد.

علی باقری در بخش بهترین عکاسی فیلم برنده سیمرغ بلورین و دیپلم افتخار بیست و هفتمین جشنواره بین المللی فیلم فجر برای فیلم پابرهنه در بهشت ساخته بهرام توکلی شد.

این موفقیت را به او تبریک می گویم و امیدوارم همچنان پرکار و بردوام باشد.

لیک به منبع خبر

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 21:50  توسط رضا هدایت  | 

Balatarin

وب سایت قنطره میراث مدیترانه است ودر آن کشورهایی که در شکل گیری تمدن وفرهنگ آن موثر بوده اند  نشان می دهد و  آثار را نمایش می دهد .

در این وبسایت آثاری از هنر ایران دیده می شود اما دریغ از اینکه نامی از ایران به میان آمده باشد و نقش تاریخی این کشور متمدن با سابقه چند هزار ساله به فراموشی سپرده شده است .

امیدوارم مسولین میراث فرهنگی و سایر ارگانهایی که به نوعی مسولیت پاسدار میراث این مرز و بوم هستند چاره ای بیندیشند .

واقعا این آثار بر آمده از فرهنگ کشور ترکیه است ؟

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت 17:23  توسط رضا هدایت  | 

Balatarin

گالری خشایار در لندن  این نمایشگاه با همکاری انجمن حمایت از میراث ایران در لندن برگزار شده است .

این نمایشگاه در تاریخ  ۲۱ژانویه افتتاح و  تا فوریه ۲۰۰۹ ادامه دارد .

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت 2:22  توسط رضا هدایت  | 

Balatarin





+ نوشته شده در  یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 18:27  توسط رضا هدایت  | 

Balatarin


+ نوشته شده در  شنبه پنجم بهمن 1387ساعت 9:28  توسط رضا هدایت  |